تبليغاتX
در جستجوی حقیقت
با سلام به همه دوستان

 

 

به زودی مطالب سلسه وار در مورد کتاب مقدس

با عنوان                 ....

 

را که نتیجه چندین ماه مطالعاتم در مورد کتاب مقدس است را در همین وبلاگ ارایه خواهم کرد

 

 

منتظر شما عزیزان هستم


لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 10:54 توسط پارسا

 

پراکلیتوس (ستوده و حمد شده) میاید

تصویر:P46.jpg

 

يكي از بشارت هايي كه زياد مطرح ميشود آياتي است در انجيل يوحنا كه حضرت عيسي عليه السلام در واپسين روز هاي زندگي خود  به حواريون مژده آمدن يك  تسلي دهنده يا پاراكليتوس را داده است و چند بار اين مساله را به حواريون گوشزد نموده است كه منتظر آمدن اين شخصيت باشيد

 

سخنان زيادي در باره اين آيات گفته شده و کتاب های زيادي در اين باره نوشتند ما در اين جستار در صدد ارائه گزارشي از تحقيقات انجام شده در باره اين آيات هستيم و ميخواهيم با ديدي باز به بررسي آنها بپردازيم ابتدا با يكديگر مروري بر آيات مي اندازيم

 

« اگر مرا دوست داريد احكام مرا نگاه داريد و من از پدر سؤال مي كنم و تسلي دهنده ديگر به شما عطا خواهد كرد تا هميشه با شما بماند يعني روح راستي كه جهان نمي تواند او را قبول كند چون او را نمي بيند و نمي شناسد اما شما اورا ميبينيد و مي شناسيد زيرا كه با شما مي ماند و در شما خواهد بود»  . ( يوحنا 15:14- 15)
من از پدر سؤال مى‏کنم و او تسلى‏دهنده دیگرى به شما اعطا خواهد کر...  (یوحنا، 17:14 و 18)
و لکن چون تسلى‏دهنده که او را از جانب پدر نزد شما مى‏فرستم، آید... او بر من شهادت خواهد داد. ( یوحنا 26:15 و 27 )
«و من به شما راست مى‏گویم که رفتن من براى شما مفید است; زیرا اگر نروم تسلى‏دهنده نزد شما نخواهد آمد، اما اگر بروم او را نزد شما مى‏فرستم.  ( یوحنا، 7:16 و 8 )

در چند مورد همين بشارت به ظهور تسلي دهنده در كلام حضرت عيسي (ع) تكرار شده است. ( ر.ك ، يوحنا 26:14 ، 26:15 ، 7:16-15 )

مسیحیان معتقدند که مقصود از تسلى‏دهنده «روح‏القدس‏» است که پنجاه روز پس از عروج حضرت عیسى‏علیه السلام نزد حواریون آمد و آنان را تقویت روحى کرد، به شرحى که در آغاز کتاب اعمال رسولان آمده است.(باب‏هاى 1 و 2 ) ولى بسیاری از محققین مسلمان  اعتقاد دارند که شواهد و قراینی وجود دارد که تسلى‏دهنده مورد نظر نمى‏تواند روح‏القدس مورد نظر مسیحیان باشد.اما اين مطلب نياز به بررسي بيشتري دارد . قبل از توضيح و تفصيل اين مطلب لازم است به  نكته اي اشاره كنيم:

 

سينماي ايران|بشارت منجی

 

مي دانيم كه حضرت عيسي به زبان آرامي صحبت مي كرده است و انجيل يوحنا هم به زبان يوناني نوشته شده است پس بدون  شك آنچه را كه امروز در انجيل يوحنا مي بينيم ترجمه كلمات آن حضرت از زبان آرامي به زبان يوناني است و ما دقيقاً نمي دانيم آن حضرت چه كلمه اي را به زبان آورده است. با توجه به اين مطلب مي گوييم كلمه یونانی موجود در انجيل يوحنا كلمه پاراقليط paraclete   است كه عموم مفسرين آن را به تسلي دهنده ترجمه كرده اند. مسلمانان نيز در مقابل معتقدند كه كلمه پاراقليط يا پاراقليطوس در اصل پريقليطوس بوده كه پريقليطوس به معني احمد و محمد در زبان عربي است .

اين احتمال زماني قوت مي يابد كه ما با مراجعه به نسخه هاي زبان آرامي ميبينيم وقتي خواستند اين كلمه را به آرامي ترجمه كنند  ازكلمات مَحمِدَه و حَميدَه استفاده شده كه عيناً معادل احمد و محمد در زبان عربي و واژه پريقليط در زبان يوناني است ( محمد در تورات و انجيل ، ص 239 )

صرف نظر از آنچه گفته شد تطبيق پاراقليطوس بر روح القدس صحيح نيست و فقراتي از همين انجيل و آيات مربوطه به فارقليط با روح القدس همخواني ندارد :

در یوحنا، 1:37 خبر از آمدن كسي مي دهد كه رفتن مسيح در مقابل آمدن او سودمند و مفيد است آيا به اعتقاد مسيحيان  روح القدس آنچنان داراي اهميت است و آنقدر مفيد است كه آمدن او ازفقدان مسیح سودمندتر است.

در اين آيات آمدن فارقليط را مشروط به رفتن مسيح نموده و حال آنكه روح القدس همواره همراه حضرت عيسي (ع) بوده و آمدن او متوقف بر رفتن حضرت مسيح نبوده

در عهد جدید بار ها میخوانیم که روح‏القدس همراه آن حضرت و آن حضرت در معیت روح‏القدس بود. حضرت یحیى‏علیه السلام شهادت داده‏اند که حضرت عیسى‏علیه السلام همراه با روح‏القدس بوده است:

«پس یحیى شهادت داده، گفت: روح را دیدم که مثل کبوترى از آسمان نازل شده، بر او قرار گرفت.»  ( یوحنا، 1:37 )

بر مادر حضرت عیسى، حضرت مریم‏علیه السلام، نیز روح‏القدس وارد شده بود.( لوقا، 1:35) علاوه بر آن، خود حضرت یحیى‏علیه السلام، که با تفاوت شش ماه (ر. ک. به: لوقا، 1:26) هم‏سن حضرت عیسى‏علیه السلام بود،

«در شکم مادر پر از روح القدس بود.»  (لوقا 1:15)
همچنین پدر بزرگوارش، حضرت زکریاعلیه السلام، نیز
«از روح القدس پر شده بود و نبوت مى‏کرد.» (لوقا، 1:67)

بنابراین، تسلى‏دهنده مورد نظر ، باید غیر از روح‏القدس مصطلح باشد; زیرا حضرت عیسى‏علیه السلام فرمودند:

«تا من نروم تسلى‏دهنده نزد شما نخواهد آمد، اما اگر بروم او را نزد شما مى‏فرستم.» (یوحنا، 16:7)

بعضى همانند نویسنده قاموس کتاب مقدس پذیرفته‏اند که روح‏القدس به دو معناست.یکی به معنای روح القدس که همان شخص سوم تثلیث است و دیگری به معنای روح قدسی (قاموس کتاب مقدس ، مستر هاکس ، ذیل واژه روح القدس) بنابراین، واضح است که در اینجا روح قدسى مطرح است، نه روح‏القدس مصطلح و آن کاملا با پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله قابل تطبیق است.

حضرت عيسي  در مورد فارقليط فرموده كه او عالميان را توبيخ مي كند( يوحنا 8:16)  كه اين شاهدی بر ادعاي محققین مسلمان است و بدون شك روح القدس هيچگاه و به اعتقاد هيچكس مردم را توبيخ نكرده و اصولا کار روح القدس داوری نیست بر خلاف پيامبر اسلام (ص) كه يهوديان را به خاطر ايمان نياوردن به عيسي توبيخ و سرزنش نمود.

در مورد فارقليط آمده است كه وي جهانيان را به   گناه   و صدق و انصاف ملزم خواهد ساخت، آيا روح القدس به عقيده خود مسيحيان چنين كاري انجام مي دهد ، روح القدس كه ظهور وتجلي او فقط براي گروهي خاص اتفاق افتاده است (‌اعمال رسولان 1:2-4) در حالي كه اين خصوصيت بر پيامبر اسلام قابل تطبيق است

«او از طرف خود سخن نخواهد گفت، بلکه آنچه شنیده است‏ سخن خواهد گفت.» حضرت عیسى‏علیه السلام نیز همانند انبیاى سلف‏علیهم السلام مى‏فرمایند: آن روح راستى که پس از من خواهد آمد از پیش خود سخن نمى‏گوید، بلکه از آنچه که شنیده است‏سخن خواهد گفت. و اگر بخواهيم منظور ايه را همانطور كه مسيحيان ميگويند روح القدس بدانيم  معناي ايه مشكل ميشود چون روح القدس طبق اعتقاد مسيحيان خدا است و چگونه خدا نميتواند از نزد خودش سخن بگويد و بايد به آنچه شنيده سخن بگويد در حالي كه در سراسر قرآن کریم یک اظهار نظر و تفسیر و حتى یک کلمه و اشاره از خود پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله یا از یاران صدیق و مؤمن او دیده نمى‏شود. و در آن تصريح شده كه( ما ينطق عن الهوي ان هي الا وحي يوحي ) قرآن کریم سراسر وحى و کلام خداست و پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله کلام خداى تبارک و تعالى را آنچنان که جبرئیل امین بر او فرومى‏خواند و او مى‏شنید، بر زبان مى‏آورد و بر جهانیان آشکار مى‏ساخت. کلمات، جملات و تعالیم خود آن حضرت، على‏رغم ارزش قدسى‏اش، کلام خدا محسوب نمى‏شود و تحت مقوله جداگانه‏اى به نام احادیث گردآورى شده‏اند.

 

 

ادامه دارد

پست بعدی : اشکالاتی که مسیحیان بر این وارد کرده اند

 


لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 13:50 توسط پارسا

نبی ای مثل موسی از برادران بنی اسراییل

 

حضرت موسي عليه السلام وقتي بني اسرائيل را از مصر و بندگي فرعون رهانيد و پس از چهل سال سرگرداني در بيابان ها به حوالي رود اردن رسيد و در اين جا بود كه خداوند به وي وحي نمود موسي تو از اين رود عبور نميكني و در همین مکان از دنيا ميروي ، موسي (ع) وصايايش را به قوم بني اسرائيل نمود و همه اسباط بني اسرائيل را در مكاني در پشت رود اردن جمع كرد و به ايشان فرمود خداوند به من وحي فرستاده كه از ميان شما ميروم و منتظر باشيد كه خداوند نبي اي بزرگ مبعوث خواهد نمود و به بني اسرائيل چنين گفت

 و خداوند به من گفت آنچه گفتند نيكو گفتند نبي اي را براي ايشان از ميان برادران ايشان مثل تو مبعوث خواهم كرد و كلام خود را به دهانش خواهم گذاشت و هر آنچه به او امر فرمايم به ايشان خواهد گفت .«و هر كس از كلامش اطاعت نكند من از وي انتقام خواهم گرفت» ( تثنيه 15:18-18)

 

در اينكه مصداق اين بشارت چه شخصيتي است بحث هاي فراواني صورت گرفته

مسلمانان مدعي هستند كه تنها مصداق كامل اين بشارت پيامبر گرامي اسلام ميباشد و مسيحيان نيز ميگويند مصداق اين بشارت حضرت عيسي ميباشد

 

با توجه به قرائن تاريخي دو شخصيت بيشتر نميتوانند مصداق اين بشارت باشند و يا بايد سخن مسلمانان صحيح باشد و حضرت محمد (ص) منظور بشارت باشد و يا ادعاي مسيحيان صحيح است 

براي آنكه بهتر بتوانيم اين بشارت را تطبيق دهيم لازم است به خود ايه  رجوع كنيم و در آن دقت كنيم .و ببينيم خصوصياتي كه اين ايه براي آن نبي معرفي ميكند چيست ؟

در آيه سه خصوصيت براي اين نبي كه حضرت موسي آمدنش را نويد داده ذكر شده است

اين نبي از ميان برادران بني اسرائيل است نه خود بني اسرائيل [1]

در تثنيه 18:18 ميفرمايد

نبي اي را براي ايشان از ميان برادران ايشان  (بني اسرائيل)

و دقت به اين نكته ضروري است كه تمامي بني اسرائيل در آن هنگام در صحرا بودند و هنوز بني اسرائيل به ارض موعود نرسيده بودند و قومي صحرا گرد بودند كه گرداگرد حضرت موسي بودند تا ايشان وفات يافت و هنگامي كه ايشان داشتند اين نويد را ميدادند همه بني اسرائيل گرداگرد وي حاضر بودند و خطاب حضرت موسي شامل تمامي اسباط دوازده گانه بني اسرائيل ميشود كه خداوند به من نويد داده نبي اي از ميان برادران شما برخواهد خواست و مشخص است وقتي بنا است نبي از برادران بني اسرائيل باشد ديگر نميتواند از خود بني اسرائيل باشد و حضرت عيسي عليه السلام يك پيامبر بني اسرائيلي بوده  و تنها پيامبر گرامي اسلام است كه از ميان برادران بني اسرائيل (بني اسماعيل) ظهور نموده است

حال بايد ديد كه برادران بني اسرائيل  چه كساني هستند مي دانيم كه اسرائيل لقب يعقوب است و يعقوب فرزند اسحاق است  و اسحاق و اسماعيل نيز برادر يكديگرند پس بدون شك مراد از برادران بني اسرائيل همان فرزندان اسماعيل هستند. البته اين مطلب تازگي ندارد چرا كه در سفر تكوين آمده است:

 و نصيب او (اسماعيل) در مقابل همة برادران افتاد   . كه مراد از برادران اسماعيل همان بني اسرائيل هستند.[2]

نکته: ممكن است به نظر برسد مراد  از برادران بني اسرائيل فرزندان عيسو باشند اما اين مطلب صحيح نيست زيرا عيسو از بركت محروم شد[3] پس مراد فرزندان اسما عيل خواهند بود كه خداوند اورا هم مشمول بركت خود قرار داده بود و البته استعمال برادران در اين موارد تازگي ندارد مثل [4]كه بنو عيسو برادران اسماعيل دانسته شده اند و صرف نظر از این مطلب می دانیم که در میان تمام برادران بنی اسرائیل کسی جز محمد بر نخواسته است.[5]

در بشارت حضرت موسي امده است كه اين نبي مثل موسي است (نبي اي مثل من ) و ما در جدول زير بارز ترين خصوصيات حضرت موسي را مينويسيم و سپس با خصوصيات دو پيامبر ديگر مقايسه ميكنيم تا بهتر بتوانيم تشخيص  دهيم كدام پيامبر مثل حضرت موسي است و چون در اين بحث ميخواهيم با دوستان مسيحي گفتگو كنيم ما خصويات حضرت موسي همانطور كه يهوديان و مسيحيان به آن اعتقاد دارند ذكر ميكنيم و خصوصيات عيسي مسيح را طبق اعتقاد خود مسيحيان و خصوصيات پيامبر اسلام را نيز طبق اعتقاد مسلمانان مي اوريم با يك مقايسه اجمالي خواهيم يافت كه بين حضرت عيسي و حضرت موسي شباهت ملموسي وجود ندارد  و در عوض حضرت موسي بيشترين شباهت را با پيامبر گرامي اسلام دارد

در جدول زير شباهتها و تفاوتهاي اين پيامبران راطبق اعتقاد پيروانشان  بر مي شمريم

 

حضرت موسي (ع)

حضرت عيسي (ع)

حضرت محمد (ع)

پيامبر و بنده خدا

خدا و فرزند خدا

پيامبر و بندة خدا

صاحب شريعت

فاقد شريعت

صاحب شريعت

در بستر از دنيا رفت

مصلوب شد

در بستر از دنيا رفت

مطاع و سيد قوم بود

خار و حقير

مطاع و سيد

شمشیر به دست گرفت

شمشیر به دست نگرفت

شمشیر به دست گرفت

 

در ادامه ايه آمده است و كسي كه كلام او را نپذيرد من از او انتقام خواهم گرفت بدون شك مراد خداوند از اين انتقام عذاب اخروي مسئله براي اين پيامبر نيست و در مورد تمام پيامبران وجود دارد و حال آنكه از ظاهر عبارت بر مي آيد كه اين ویژگی به عنوان خصوصيتي بارز براي اين پيامبر است .

در نتيجه مراد از انتقام همين انتقام دنيوي است و اشاره  به اين  نکته دارد كه پيامبر مذكور مأمور به جهاد خواهد بود و خداوند او را ياري خواهد نمود و از مخالفين وي انتقام مي گيرد .

 

 

 

 

 

 

ادامه دارد

 

 

 

 

 



[1] . در عبارت اول آمده است « نبي  اي را از ميان تو از برادرانت » اما دردفعةدوم آمده است : « نبي اي را براي ايشان از ميان برادران ايشان »كه به نظر ما جملة اول به صورت مجمل  است و در ضمن به صورت دقيق هم ذكر نشده و عبارت از ميان تو ( و در بعضي از نسخ ازميان شما) نيز زيادي است و جزو عبارت اصلي نمي باشد.

زيرا اولاً: در عبارت حضرت موسي كه كلام خداوند را تكرار ميكند كلمة از ميان شما وجود ندارد و اضافاتي نيز بر جملةاول دارد كه بدون شك نمي توان آنها را ساختة حضرت موسي دانست و اين از شأن آن جناب به دور است. این آيه در كلام پطرس نيز نقل شده و در آنجا نيز فقط كلمة از برادران شما آمده است(اعمال رسولان 19:3)

[2] . سفر پیدایش(8:25  )

[3] . (پیدایش باب 27)

[4] . (تكوين 18:25 و تثنيه 4:2و5)

[5] . دلیل ديگر آنكه حتي اگر بپذيريم كه عبارت از ميان شما صحيح باشد باز هم مشكلي پيش نمي آيد زيرا استقرار و شوكت و در حقيقت آغاز شيوع اسلام در مدينه بود و اطراف مدينه هم بلاد بني اسرائيل بود مثل خيبر و بني قنيقاع و بني نظير و پيامبر از ميان ايشان بر خواست و از بني اخوة ايشان بود .نكتةديگر آنكه : مي دانيم كه مخاطب حضرت موسي اسباط دوازده گانه بودند.و اگر واقعاًپیامبر  مذكور از ميان خودايشان  بايد بر خيزد ديگر قيد از ميان   برادرانشان معني ندارد و بايد فقط مي فرمود از ميان شما و حال آنكه مي بينيم قيد از ميان برادرانتان ذكر ميكند و حتي در مرتبةدوم به همین قیداز ميان برادرانتان اکتفا ميكند.


لينك ثابت نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 10:39 توسط پارسا

 

 آیا نام پیامبر عزیز اسلام در کتاب مقدس آمده است ؟

 

         

 

قبل از ورود به بحث اصلي و بيان بشارتها لازم است به چند نكته مهم و كليدي اشاره شود .

 

اول : پيشگوئيهاي پيامبران و خبر دادن از پيامبران آينده معمولآ به صورت اجمالي بوده است بگونه اي كه حتي گاهي بر علماء ايشان و گاه بر پيامبران هم عصر وي نيز مخفي مي مانده است .

به عنوان مثال در انجيل يو حناچنين مي خوانيم :

 روزي سران قوم يهود از شهر اورشليم چند تن از كاهنان را نزد يحيي فرستادند تا بدانند آيا او ادعا ميكند كه مسيح است يا نه يحيي روشن و بي پرده اظهار داشت .نه من مسيح نيستم.    يو حنا( 19:1- 23 )

 

نقشی از تعمید عیسی به دست یحیی در نهر اردن.

تمثال تعمید عیسی به دست یحیی در نهر اردن

پرسيدند خوب پس كه هستيد ؟ آيا الياس پيغمبريد جواب داد : نه. پرسيدند آيا شما آن پيغمبر نيستيد كه ما چشم به راهش هستيم باز هم جواب داد: نه. گفتند :پس به ما بگوييد كه هستيد .......  ترجمه تفسيري

و در همين انجيل يو حنا آمده است كه يحيي نيز در ابتدا امر عيسي را به عنوان مسيح نشناخت و به واسطة علامتي كه خداوند به او فرمود توانست مسيح را بشناسد نكتةقابل توجه آنكه حضرت مسيح پسر خالة حضرت يحيي است اما يحيي تا قبل از اين علامت نتوانسته بود پي به نبوت مسيح ببرد . يو حنا (23:1 )

 

دوم . ممكن است هنگام مطالعة بشارتها به ذهن افراد نا اشنا به ادبيات و شيوة كتاب مقدس چنين برسد كه تطبيق برخي از اين بشارتها بر پيامبر اسلام آنچنان كه بايد و شايد روشن و واضح نيست .

براي رفع اين توهم مي گوئيم اگر به بشارتها ئي كه مسيحيان آنها را بر عيسي بن مريم (ع)تطبيق مي دهند رجوع كنيم و آنها را با بشارتها ئي كه در حق پيامبر اسلام وارد شده است مقايسه كنيم به روشني در مي يابيم كه اين بشارتها به مراتب واضح تر از بشارات موجود در مورد حضرت عيسي است.

به عنوان نمونه در عهد عتيق برخي عبارت هايي موجود است كه مسيحيات آن ها را تاويل به مسيح ميكنند كه تقريبا ميتوان گفت مهمترين نمونه آن عبارت كتاب اشعياء را بر حضرت مسيح تطبيق داده اند :

اینک باکره حامله شده پسری خواهد زائیدو نام او راعمانوئیل خواهدخواند.اشعياء( 14:7 )

اما اين عبارت به هيچ روي قابل تطبيق بر حضرت عيسي نيست زيرا:

كلمةمذكور در كتاب مقدس  «عَلَمَه»مي باشد كه معني آن نزد علماي يهود زن جوان است و فرقي بين باکره و غيرباکره نيست اما مترجمين مسيحي آن را به باکره تر جمه كرده اند تا قابل تطبيق بر حضرت مريم باشد .

در هيچ جا نيامده است كه كسي حضرت عيسي را با نام عما نوئيل و يا چيزي به معني آن (خدا با ماست ) خوانده باشد، نه پدر و نه مادر و نه كسي از اطرافيانش به عنوان نمونه درمتی مده است :

تا اينكه مريم او را زائيد و يوسف او را يسوع ناميد  متی(25:1 )

و در لوقاآمده است :

« فرشته به مريم گفت: پس به زودي حامله خواهي شد و فرزندي خواهي زائيد كه نام او را یسوع مي گذاريد» لوقا( 30:1و 31 )

در لوقا نيز آمده است :به يسوع نامگذاري شد (لوقا21:2)

با مراجعه به كتاب اشعياء و داستان مذكور در ميا بيم كه عيسي نمي تواند مقصود اشعياء باشد.

وقتي به در بار خبر رسيد كه سوريه و اسرائيل با هم متحد شده اند تا با يهودا بجنگند دل پادشاه يهودا و قوم او از ترس لرزيد.....سپس  خداوند به اشعياء فرمود :  ....اما من كه خداوند هستم مي گويم كه اين نقشه عملي نخواهد شد .......سپس اشعياء گفت :..... خداوند خودش علامتي به شما خواهد داد آن علامت اين است كه زن جواني (و طبق ترجمة  مسيحيان : زن باكره اي) حامله شده پسري به دنيا خواهد آورد و نامش را عما نوئيل خواهد گذاشت قبل از اينكه اين پسر از شير گرفته شود و خوب و بد را تشخيص دهد سرزمين اين دو پادشاه متروكه و ويران خواهد شد اشعياء( 1:7 – 16) 

در تاريخ مسلم است كه سرزمين فاقاح بيست و يك سال پس از پيشگوئي مذكور خراب و ويران گرديد و حال آنكه حضرت عيسي هفتصدو بيست و يك سال پس از ويراني اين سرزمين به دنيا آمد   اظهار الحق ، الباب الاول ، الفصل الثالث. القسم الثاني

با توجه به آنچه گفتيم تطبيق اين پيشگوئي بر حضرت مسيح بسيار بعيد و بلكه غير ممكن است اما در كمال نا باوري  مي بينيم كه انجيل متي اين عبارت كتاب اشعياء   . (22:1 و 23) را بر حضرت مسيح تطبيق داده است. و اگر بخواهيم اين بشارت را منطبق بر عيسي مسيح بدانيم به طريق اولي ايات بسياري در تورات و عهد عتيق موجود است كه بسيار راحت تر قابل انطباق بر پيامبر اسلام ميباشد

 

سوم - آخرين نكته ای كه لازم است قبل از مطالعه بشارتها به آن توجه نمود  اينست كه در تمامي كشورها و بين تمامي فرقه ها و مذاهب اسلامی تر جمه ي قرآن را با  عين متن عربي آن مي آورند و اگر به ندرت كسي بر خلاف اين طريقه عمل نموده به شدت مورد انتقاد قرار گرفته است .

و اين خود سبب شده است كه قرآن از ترجمه هاي سليقه اي و با غرض هاي شخصي در امان بماند.

 

 

 

اما اين نكته در كتاب مقدس وجود ندارد و لذا مي بينيم که اختلافات فاحشی  در نسخه ها و ترجمه هاي مختلف كتاب  مقدس وجود داردو چه بسا استناد بشارتي به پيامبر اسلام در متن اصلي واضح باشد اما در ترجمه ها تحريف صورت گرفته باشد و ما در اين تحقيق با استناد به متون اصلي و حتي عبري بشارت ها را مورد بررسي قرار داديم

 

 

 

 

موضوع بعدی: بررسی آیات دال بر بشارت پیامبر اسلام

 


لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 12:13 توسط پارسا

 

 

پیامبران مردم را به گمراهی می کشانند!

 

           

         

 

"در چند پست قبلی اشاراتی به آیاتی از کتاب مقدس در مورد پیامبران کردیم در این پست هم بقیه آن آیات را برسی می کنیم"

 

آنطور که من کتاب مقدس را مطالعه کرده ام زنا از جمله محرمات ادیان ابراهیمی است اما در بخش از کتاب مقدس پیامبر خدا جدعون از نذورات مردم مکانی را تهیه می کند که در آن مردم به امر ناپسند و غیر اخلاقی زنا مشغول شوند!

 

در کتاب داوران 8 : 24 - 27 آمده است:

24 و جِدعون به ایشان گفت: “یك چیز از شما خواهش دارم كه هریكی از شما گوشواره‌های غنیمت خود را به من بدهد.” زیرا كه گوشواره‌های طلا داشتند چونكه اسمعیلیان بودند. 25 در جواب گفتند: “البته میدهیم”. پس ردایی پهن كرده‌ هر یكی گوشواره‌های غنیمت خود را در آن انداختند. 26 و وزن گوشواره‌های طلایی كه طلبیده بود هزار و هفتصد مثقال طلا بود سوای آن هلالها و حلقه‌ها و جامه‌های ارغوانی كه بر ملوك مدیان بود و سوای گردنبندهایی كه بر گردن شتران ایشان بود. 27 و جِدعون از آنها ایفودی ساخت و آنرا در شهر خود عفر‌َه برپا داشت و تمامی اسرائیل به آنجا در عقب آن زنا كردند و آن برای جِدعون و خاندان او دام شد.

 

بله پیامبر خدا و امر به زنا !

 

در این قسمت از کتاب مقدس هم پیامبر خدا اعمالی غیر اخلاقی را مرتکب می شود!

 

دوم تاریخ 28 : 2 - 4

1 و آحاز بیست ساله بود كه پادشاه شد و شانزده‌ سال در اورشلیم پادشاهی كرد. اما آنچه در نظر یَهُوَه پسند بود موافق پدرش داود به عمل نیاورد. 2 بلكه به طریقهای پادشاهان اسرائیل سلوك نموده‌ تمثالها نیز برای بعلیم ریخت. 3 و در وادی ابن هِنُّوم بخور سوزانید و پسران خود را برحسب رجاسات امتهایی كه یَهُوَه از حضور بنی‌اسرائیل اخراج نموده بود سوزانید. 4 و برمكانهای بلند و تلها و زیر هر درخت سبز قربانیها گذرانید و بخور سوزانید.

 

 

 

 

 

آیا این کمال بی انصافی نیست که به برترین افراد این کره خاکی که پیامبران باشند این صفات زشت و کیره را بدهیم

 

 

مگر به ادعای خود مسیحیان برگزیده بشریت پیامبران نیستند پس چرا اینقدر بی رحمانه و موذیانه این صفات را به این افراد می دهند؟

 

 

آیا خوب نیست که تاملی دوباره بر سندیت محتوایی کتاب مقدس بیندازیم تا اگر قبل از ما اشتباهی کرده اند ما نیز آن اشتباه را مرتکب نشویم و این تفکر غلط را ریشه کن بنماییم

 

 

 

 

 


لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 11:22 توسط پارسا