جواب دوست عزیزم عمانوییل
که فکر میکند نیرویی قدرتمند به نام عقل در مباحث خدا شناسی جایگاهی ندارد و نمی تواند کاری بکند ( و به خاطر این ضعف اول باید ایمان بیاوریم بعدا باید تفکر و تعقل کنیم )
ولی بنده قصد دارم بدون کمک از آیات قرآن و کتاب مقدس وجود خدا را اثبات کنم
برهان امکان و وجوب
برای تقریر این برهان باید چهار امر در مقدمه اثبات شود:
1- موجودات عالم هستی به واجب و ممکن تقسیم میشوند . واجب آن است که در درون وجودش ضرورت داشتن هست و ممکن آن است که به حسب ذات نسبت به وجود یافتن و یا وجود نیافتن متساوی النسبة است مانند افراد انسان .
2-هر ممکن الوجودی محتاج علت است این مطلب از امور بدیهی است و عقل سلیم بالبداهه به چنین چیزی حکم میکند زیرا اگر یک چیزی که به حسب ذات خواستار وجود نباشد ولی ما آنرا موجود یافتیم حتما روشن میشود که باید یک موجود خارجی به نام علت ، عامل وجود یافتن آن باشد اگر غیر این باشد خلاف فرض اول است و محال .
3-دور ،محال عقلی است . زیرا معنای دور این است که مثلا الف علت وجود یافتن ب و ب نیز علت وجود یافتن الف میباشد.
4-تسلسل نیز محال است ( تسلسل یعنی سلسله بی نهایت از علل و معلول های ممکن الوجود که هر کدام علت شیء بعدی است و این علت و معلول بودن نهایت ندارد.)
اما خود برهان:
شکی نیست که موجوداتی ممکن الوجود در عالم وجود دارند ، و نشانه ممکن الوجود بودن آنها نیز این است که به وضوح می بینیم موجوداتی بوجود می آیند و سپس فانی میشوند یا دچار تغییر و با تحول میشوند .
حال میگوییم چهار فرض درباره موجود بودن آنها وجود دارد :
1- اینکه این موجودات هیچ گونه علتی نداشته باشند . این فرض باطل است همانطور که در مقدمه دوم گذشت ،زیرا هر ممکن الوجودی محتاج علت است.
2- بعضی از این موجودات در سلسه عالم هستی ،علت برخی دیگر و بر عکس آن باشند . این نیز باطل است ،زیرا دور لازم می آید و دور هم باطل است .
3-هر یک از اجزای عالم ،معلول ما قبل خودش است ، یعنی به صورت تسلسل . این نیز باطل و محال است
4- در خارج از عالم ممکنات ،موجود واجب الوجودی هست که او علة العلل عالم است .
باتوجه به این مطالب روشن شد که نظام هستی جز با در نظر گرفتن واجب الوجود و علة العلل ف قابل تفسیر نیست.
البته برهان دیگری نیز وجود دارد که خیلی ساده و شیوا می باشد و آنهم برهان نظم است که در این عالم تمامی امور براساس نظم خاصی استوار است که انسان به راحتی میتواند آنرا درک کند و محال است که بگوییم این توازن و دقتی که وجود دارد اتفاقی است و فاعلی قادر برای ان نیست .
حال عمانوییل عزیز آیا آیه ای از آیات قران و یا کتاب مقدس مسیحیان و یا از عهد عتیق یهودیان و یا از ... استفاده شده ؟؟؟
اینها فقط از نعمتی که خداوند متعال برای انسان آنرا هدیه کرده استفاده شده و آنهم قدرت تفکر و تعقل است که وجه امتیاز انسان از حیوان میباشد.
مسیح و احترام به مادر !
وقتی به انجیلها مراجعه می کنیم در آیاتی که بیانگر رفتار مسیح با مادرش است مواردی را مشاهده میکنیم که قابل تامل و فکر می باشد از باب مثال : در انجیل متی 12 : 47 – 50 آمده است « و شخصی وی را گفت اینک مادر تو و برادرانت بیرون ایستاده می خواهند با تو سخن گویند در جواب قایل گفت : کیست مادر من ! و برادران من کیانند ؟ ودست خود را به سوی شاگردان خود دراز کرده گفت اینانند مادر من و برادرانم زیرا هر که اراده ی پدر مرا که در آسمان است بجا آورد همان برادر و خواهر و مادر من است »
و در جای دیگر نیز نمونه دیگری :
در یوحنا 2 : 3 – 4 آمده است « و چون شراب تمام شد مادر عیسی بدو گفت شراب ندارند . عیسی به وی گفت : ای زن مرا با تو چه کار است ! »
در کمال تعجب بجای اینکه عیسی که خود مردی کامل است و باید بیش از همگان به مادر احترام بگذارد در مقابل دیگران با بی احترامی و خفت از واژه ی ای زن برای مادر خود استفاده می کند !
و حال آنکه این موضوع نه با تعالیم کتاب مقدس سازگار است چرا که
در عهد عتیق سفارش زیادی به احترام پدر و مادر شده است ، در تثنیه 27 : 16 آمده است « ملعون باد کسی که با پدر و مادر خود به خفت رفتار نماید . »
و نه با اصول اولیه اخالاقی که تاکید زیادی بر احترام به پدر و مادر میشود
به نظر بنده بعید است چنین رفتاری از حضرت مسیح که اسوه اخلاق و محبت بود و شخصیتی بسیار بالاتر از اینها داشت سر زده باشد .
عهد جديد مي گويد زماني كه مسيح بر دار بود هنگامیکه واپسين نزديك مي گشت. ترس از مرگ, تمام وجود او را فرا گرفته بود. از همين رو به خدا توسل جسته و از او ياري خواست؛ اما هنگامي كه پاسخي دريافت نداشت, با سرزنش, خدا را خطاب كرده و گفت كه چرا مرا تنها گذاشته اي؟ متي, آن لحظات را اينگونه به تصوير مي كشد: "پطرس و دو پسر زبدي يعني يعقوب و يوحنا را نيز با خود برد. در حالي كه غم و اندوه, تمام وجود او را فرا گرفته بود, رو به ايشان كرد و فرمود: "من از شدت حزن و غم, در آستانه مرگ مي باشم. شما اينجا بمانيد و با من بيدار باشيد. سپس كمي دورتر رفت و بر زمين افتاد و چنين دعا كرد: پدر, اگر ممكن است, اين جام رنج و عذاب را از مقابل من بردار, اما نه به خواهش من بلكه به خواست تو. متي 26 : 37-39. مسيح در آن شب, سه بارو با همين كلمات دعا كرد و از خداوند خواست كه آن رنج را از او بردارد. پس از آنكه دستگير شد و بر صليب آويخته گشت و دانست كه او را خواهند كشت, با بانگي بلند, خداوند را به جهت ياري نكردنش سرزنش نمود؛ متي چنين ادامه مي دهد: "نزديك به ساعت سه, عيسي فرياد زده , گفت: "ايلي ايلي لما سبقتني", يعني خداي من, خداي من, چرا مرا تنها گذاشته اي؟متی27 : 46
در واقع بايد گفت كه اناجيل چهره اي كاملاً متضاد و ناسازگار از مسيح ارائه مي دهند
آیا صفت ننگ بار ترس برای خدا سزاوار است؟؟؟!!!
کلمات زیر از متداول ترین لغاتی است که در کتاب مقدس برای شراب بکار برده شده است.
لغت یونانی که برای شراب در لوقا ۷: ۳۳ بکار رفته است
می باشد Oinos
.این لغت می تواند به دو نوع کاملاً متمایز انگور اشاره کند
عصاره تخمیر نشده انگور و( ۲ ) عصاره تخمیر شده انگور یا شرابی که باعث مستی می گردد(۱)
یوحنا در باب دوم انجیل خود بیان می کند که مسیح در یک جشن عروسی در قانای جلیل آب را به شراب تبدیل کرد.
سوالی که در اینجا مطرح می باشد٬ این است که چه نوع شرابی؟ همانطوری که دیدم شراب می تواند تخمیر شده یا نشده و خالص یا مخلوط شده با آب باشد. ما باید پاسخ خود را با این سوال بر اساس معنایی که در متن وجود دارد و مورد اخلاقی موجود بیان کنیم. دیدگاه و نظرم بااین مطالعه کتاب مقدس این است که عیسی شرابی
را که بوجود آورده میباشد Oinos
بله این عین مطالبی است که بنده بعد از مطالعه دقیق 16پست از وبلاگ آقای عمانوئل برداشت کرده و در اینجا آورده ام
ایشان خودشان تصریح دارند که در اینجا شراب میتواند به دو معنی بیاید حال با چه دلیل متقنی ادعا دارند در باب دوم یوحنا منظور اب انگور است.
و جالب انجاست که در تمام مثالهایشان در این مقالات شرابی را اشاره می کنند که باعث مستی است(میتوان به وبلاگ ایشان مراجعه کرد) مگر چند موردی راکه دربارهحضرت عیسی آورده آنهم به ادعای خودش!!!!!
حال کمی اندیشیدن مطلب را آشکار مینماید!!!!!!
این پست از وبلاگ را به جهت اشکالی که دوست عزیزم جناب آقای عمانوئیل آسمانی کرده بودند مینویسم تا شاید بتوانیم با این اشکال و پاسخ به حقیقت برسیم و با محبت الهی در مسیر حق قرار بگیریم
اشکال دوست عزیزم : منظور از شراب در سفر یوحنا آب انگور است .
البته بنده متن این باب از سفر را میاورم تا دیگر دوستان در این باره اظهار نظر نمایند و به یک نتیجه کلی برسیم .
6و در آنجا شش قدح سنگی برحسب تطهیر یهود نهاده بودند كه هریك گنجایش دو یا سه كیل داشت. 7 عیسی بدیشان گفت: “قدحها را از آب پر كنید.” و آنها را لبریز كردند. 8 پس بدیشان گفت: “الآن بردارید
و به نزد رئیس مجلس ببرید.” پس بردند 9 و چون رئیس مجلس آن آب را كه شراب گردیده بود بچشید و ندانست كه از كجا است لیكن نوكرانی كه آب را كشیده بودند میدانستند رئیس مجلس داماد را مخاطب ساخته بدو گفت: 10 “هركسی شراب خوب را اوّل میآورد و چون مست شدند بدتر از آن لیكن تو شراب خوب را تا حال نگاه داشتی؟”
11 و این ابتدای معجزاتی است كه از عیسی در قانای جلیل صادر گشت و جلال خود را ظاهر كرد و شاگردانش به او ایمان آوردند.
در روز های آینده از یهودیت هم بحث خواهد بود
- مسيح, سازنده شراب ناب
نسبت دادن چنين كار ناپسندي به نبي خدا, آن هم به فرمان مادرش, جاي بسي شگفتي است. اين درحالي است كه شراب در شريعت موسي, حرام بوده و مسيح, بارها پايبندي خود به اين شريعت را اعلام داشته است. با اين حال, عهد جديد روايت مي كند كه عيسي (ع) نه تنها مردم را از به كارگيري شراب, بازنداشته , بلكه خود, اقدام به ساختن آن نموده است.. برخي از متدينان مسيحي هم, هنگام ياد آوري اين معجزه در جهت توجيه آن تلاش مي نمودند و مي گفتند كه آن شراب, مست كننده نبوده است؛ در حالي كه انجيل, خلاف آنرا گزارش مي كند.
معجزه ساخت شراب, تنها در باب دوم انجيل يوحنا به عنوان نخستين معجزه مسيح آمده .
و حال آنکه در
. در افسسیان 5: 18 پولس فرمان می دهد که نباید مست شراب شویم بلکه از روح القدس پر شویم.باید با روح القدس کنترل شویم نه با الکل یا چیز دیگری.
و رومیان 13: 13 می گوید که ما بایستی "چنان رفتار کنیم که شایسته کسانی باشد که در روشنائی روز بسر میبرند و از عیاشی و مستی بپرهیزیم
.
حال تصمیم گیری با خودما ن است!!!!!!!
خداشناسی کتاب مقدس:
در عهد عتیق نسبتهایی به خداوند داده شده است که با خدای در ذهن یک متفکر میتواند باشد ناسازگار است اکنون فقط به بخشهایی از عهد عتیق اشاره میکنیم
بنا بر نقل کتاب مقدس از بینی خداوند دود و از دهانش آتش متصاعد می شود:
۱- آنگاه زمین متزلزل و مرتعش گردید و اساس های آسمان بلرزیدند و از حدّت خشم او متحرک گردیدند. از بینی وی دود متصاعد شد و از دهان او آتش سوزان در آمدو اخگرها از آن افروخته گردید. و او آسمان ها را خم کرده، نزول فرمود و تاریكی غلیظ زیر پایهایش بود. بر کروبین سوار شده، پرواز نمود، و بر بالهای باد نمایان گردید (دوم سموئیل 22 / 8 ـ 11)
۲- او آواز مرا از هیکل خود شنید و استغاثة من به حضورش به گوش وی رسید. زمین متزلزل و مرتعش شده، اساس کوهها بلرزند و متزلزل گردید چونکه خشم او افروخته شد. دُخان از بینی او برآمد و نار از دهانش ملتهب گشت و آتشها از آن افروخته گردید. آسمان را خم کرده، نزول فرمود و زیر پای وی تاریکی غلیظی می بود. بر کروبی سوار شده، پرواز نمود و بر بالهای باد طیران کرد. تاریکی را پردة خود و خیمهای گرداگرد خویش بساخت. (مزامیر 18 / 6 ـ 11) ؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!
ادامه دارد............
سخن آغازین :سلام
وبلاگ محبت سعی داردمطالب و نظرات خود را بدون تعصب کورکورانه در معرض نقد وبرسی قرار دهد تا به کمک فکر و اندیشه و با هدایت خدا و محبتش به نور واقعی برسیم واز راست کیشان واقعی قرار گیریم.
بازم منتظر نظرتم