تبليغاتX
در جستجوی حقیقت

 

اعتبار کتاب مقدس ۰قسمت ششم۰

دلایل اعتبار کتاب مقدس :

اعتبار تاریخی و سندی کتاب مقدس

 

اما نقد آن : (قسمت عهد جدید « متی»))

1

انجیل متی، که در ترتیب کنونی عهد جدید نخستین انجیل است، از همه ی اناجیل مفصل تر است و زندگی حضرت عیسی را با جزئیات بیش تری بیان کرده است. اعتقاد سنتی مسیحی این بوده  که این انجیل قدیمی تر از سایر اناجیل و به دست متای حواری نوشته شده است.

همچنین بر این باور بودند که این انجیل در اصل به زبان عبری نوشته شده، بعد ها به یونانی ترجمه گردیده است، هرچند اصل عبری آن موجود نیست. اما با آغاز عصر جدید،همه این عقاید زیر سوال رفت.

 

امروزه تقریبا مسلم است که انجیل متی پس از انجیل مرقس نوشته شده، یه این دلیل که تمام مطالب مرقس در این انجیل آمده است. بنابر این، متی از مرقس استفاده کرده است.

نویسنده مسیحی، دکتر کشیش فهیم عزیز درباره تاریخ نگارش این انجیل می گوید: ممکن است مانند دیگر دانشمندان قایل شویم که این انجیل بعد از سال 70 میلادی و چه بسا در بین سالهای  70- 75  میلادی نوشته شده است. ( المدخل الی العهد الجدید ص 248)

 

کلیسا از اوایل قرن دوم تا آغاز مطالعات نقادانه جدید، معتقد بود، این متای باجگیر بوده که نام دیگرش « لاوی» و از حواریون بوده، انجیل منسوب به متی را نگاشته است. (معرفی عهد جدید، ترجمه تا میکائلیان، ج 1، ص 158،).

این امر به دو دلیل مردود است :

1- عنوان این کتاب انتساب به او را می رساند. البته در خود متن هیچ دلیلی برای این انتساب وجود ندارد اما از اوایل قرن دوم این عنوان بوده است.( المدخل الی عهد الجدید ص242)

2- شهادت پاپیاس. یوسبیوس در اوایل قرن چهارم از پاپیاس  در اوایل قرن دوم نقل می کند که متی انجیل خود را به زبان عبری نگاشت و هر کس به اندازه ی توان خود، این انجیل را ترجمه کرده است!!

با این حال محققان جدید این دو دلیل را کافی ندانسته، انتساب این انجیل را به متای حواری مورد تردید قرار داده بلکه آن را رد کرده اند. آنها می گویند: گفته پاپیاس بر انجیل موجود منطبق نمی شود چون او می گوید: متی انجیلش را به زبان عبری نگاشت، در حالیکه لغت شناسان می گویند: این انجیل موجود باید در اصل، به زبان یونانی نوشته شده باشد. (المدخل الی عهد الجدید 243 ).

نکته دیگر اینکه متای حواری خود شاهد حوادث زندگی حضرت عیسی بوده است در حالیکه انجیل موجود مطالب انجییل مرقس را، که خود از حواریون نبوده، به طور کامل نقل کرده است.

علاوه بر این، زبان مادری متای حواری آرامی بوده است، در حالیکه انجیل مرقس به زبان یونانی نوشته شده ومتی نمی توانسته از آن استفاده کند.

با توجه به آنچه گفته شد، بسیاری بر این باورند که انجیل موجود را فرد دیگری که ناشناخته است و شاید !! نام او « متی » بوده، نوشته است. دست کم در اینکه بتوان این انجیل را به متای حواری نسبت داد، تردید وجود دارد. (المدخل الی العهد الجدید، ص 245).

 

در همان کتاب آمده است: برخی می گویند این انجیل برای اهالی فلسطین نگاشته شده است، و  در ( معرفی عهد جدید ترجمه تا میکائلیان ج 1 ص 159) آمده است: بیشتر مکان نگارش این انجیل را « انطاکیه » و برای اهالی آن دیار می دانند. با توجه به مطالبی که در انجیل آمده است گفته می شود: مخاطب این انجیل مسیحیان یهودی الاصل بوده اند. در گذشته، عقیده بر این بود که این انجیل در اصل به زبان عبری نگاشته شده، بعدا به زبان یونانی ترجمه گردیده است. دلیل اصلی این اعتقاد همان شهادت پاپیاس است. اما همانطوری که گذشت لغت شناسان میگویند: کتاب موجود باید در اصل، به زبان یونانی نگاشته شده باشد.

 

 

چنند نکته:

1- تمامی این مطالب از منابع مسیحیت استفاده شده ( الته منابعی که در دست است)

2- متاسفانه هم در مورد نویسنده ، زمان ، مکان و حتی زبان اصلی آن در بین بزرگان مسیحی اختلاف وجود دارد .

3- اگر زبان اصلی آن عبری است منبع اصلی آن در دست نمیباشد و اگر یونانی باشد در تاریخ آمده است که زبان مادری نویسنده  آرامی بوده است در حالی که نسخه موجود به زبان یونانی است نه عبری و نه آرامی!

4- تاریخ عروج حضرت مسیح سال 33 م. است در حالی که این انجیل در سال 70 یا 75 نوشته شده بله حدود 40 سال فاصله است در طول این 40 سال چه بلا هایی به سر جسم انسان می آید چه رسد به فکر و حافظه انسان!!

5- حال لطفا شما بگویید که آیا با این همه اما و اگر و شاید و... می شود به آن استناد کرد؟؟!

 

 

 

ادامه دارد...

 

 

تاریخ آپ بعدی    پنج شنبه 2/12/86     منتظر شما هستم


لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 10:44 توسط پارسا

 

اعتبار کتاب مقدس ۰قسمت پنجم۰

دلایل اعتبار کتاب مقدس :

اعتبار تاریخی و سندی کتاب مقدس

اما نقد آن : (قسمت عهد عتیق ج)

 

اسپینوزا پس از باز کردن رموز ابن عزرا می گوید : موارد مهم تری در تورات که ابن عزرا به آنها توجه نکرده است.

 

1. در موارد متعددی، در تورات از موسی به صورت سوم شخص سخن گفته شده و به جزئیات زندگی او پرداخته شده است:

«موسی مردی بسیار حلیم بود، بیش تر از جمیع مرمانی که بر روی زمین اند » ( اعداد 2:12 )

« پس موسی، بنده خداوند، در آنجا به زمین موآب بر حسب قول خداوند رحلت نمود» (تثنیه 1:33)

« و پیامبری مثل موسی تا به حال در اسراییل بر نخاسته است که خداوند او را رو به رو شناخته باشد.» (تثنیه 10:36)

آیا این گونه موارد متعدد می تواند نوشته خود حضرت موسی باشد؟

 

 

2. در باب آخر سفر تثنیه وفات و دفن حضرت موسی و نحوه عزاداری در بنی اسراییل برای او همراه با جملاتی از قبیل « پیامبری مثل موسی تا به حال در اسراییل بر نخاسته » و « احدی قبر او را تا به امروز ندانسته است.»، نقل شده است.که این بیانگر این است که حتی نمی تواند منسوب به کسی باشد که بلافاصله بعد از موسی آمده است، بلکه کسی باید این چنین شهادتی بدهد که قرن ها بعد از بعد از او می زیسته است.

 

 

3. برخی از نامها در تورات آمده اند که مدت ها پس از حضرت موسی از آنها استفاده شده است.برای مثال، در سفر پیدایش 14:14 آمده است که « ابراهیم دشمنان خود را تا "دان" تعقیب کرد »، درحالی که مدتها پس از مرگ یوشع و در زمان داوران، نام "دان
" بر این شهر نهاده شد:
« و شهر را به اسم پدر خود، که برای اسراییل زاییده شد، "دان" نامید. اما اسم شهر قبل از آن "لارش بود (داوران،29:18 )

 

 

4. برخی از ماجرا ها در تورات آمده اند که تا پس از وفات موسی ادامه داشته اند. در سفر (خروج،35:16) آمده است: «و بنی اسراییل مدت چهل سال من (غذای مخصوص) می خوردند تا به زمین آباد رسیدند. یعنی تا به سر حد کنعان داخل شدند، خوراک ایشان من بود و « بنی اسراییل در زمان یوشع بن نون وارد کنعان شدند.» (یوشع،12:5) همچنین در سفر (پیدایش ،31:36 ) آمده است:« اینانند پادشاهی که در زمین ادوم سلطنت کردند، قبل از آنکه پادشاهی بر بنی اسراییل سلطنت کند.»

 

 

اسپینوزا از موارد مزبور این چنین نتیجه می گیرد:

بنا بر آنچه ذکر شد از روز روشن تر است که موسی نویسنده اسفار پنج گانه نیست بلکه شخص دیگری است که مدتهای طولانی  بعد از موسی می زیسته است و ...

بنابراین می توان نتیجه گرفت که کتاب تورات خدا که موسی آن را نوشته، این اسفار پنج گانه نیست بلکه کتاب دیگری است کاملا متفاوت با این اسفار که نویسنده اسفار پنج گانه آن را در لابه لای کتاب و جای مناسب درج کرده است. این مطلب با وضوح هر چه تمام تر از آنچه ذکر شد و ذکر خواهد شد، به دست می آید. زیرا پس از عباراتی که از سفر تثنیه، که « موسی این تورات را نوشت »، مورخ (نویسنده تورات) می افزاید: « موسی آن را به احبار داد و از آنان خواست در اوقات معلومی آن را برای تمامی مردم قرائت کنند.»  این عبارت نشان می دهد که تورات می بایست حجمی خیلی کمتر از اسفار پنج گانه داشته باشد تا بتوانند تمامی آنرا در یک مجلس بخوانند، به صورتی که همه ی آنان نیز آن را بفهمند.

 

 

اسپینوزا در پایان نتیجه می گیرد که اسفار پنج گانه پس از تبعید بابلی و به احتمال قوی به دست عزراء نوشته شده است.

 

 

 

 

در تهیه این مقاله از « مصنف واقعی اسفار پنج گانه ،ترجمه علیرضا آل بویه، فصل نامه هفت آسمان ،ش  1، ص116-101 » استفاده شده است.

 

 

 

 

ادامه دارد

  


لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 18:48 توسط پارسا

 

اعتبار کتاب مقدس ۰قسمت چهارم۰

 

دلایل اعتبار کتاب مقدس :

اعتبار تاریخی و سندی کتاب مقدس

 

اما نقد آن : (قسمت عهد عتیق ب)

دانشمند یهودی ابراهیم بن عزرا (1089-1164 م.) انتساب تورات موجود به حضرت موسی را قبول نمی کند و ادله رمز گونه برای این سخن آورده است. و باروخ اسپینوزا (1632-1677م.) سعی کرده است رمز های ابن عزرا را تفسیر کند.

ضمنا اسپینوزا علت اینکه ابن عزرا این ادعا را به صوررت رمز آورده این چنین بیان می کند : (فریسیان آنقدر درباره هویت  مصنف واقعی نویسنده اسفار پنج گانه مطمئن بودند که هر کسی را که با آنان در این موضوع مخالفت می کرد، بدعت گذار به حساب می آوردند.)

اما سخن ابن عزرا :

" آن طرف اردن، و ... اگر چنان باشد که رمز دوازده را بدانی ... علاوه موسی تورات را نوشته ... در آن وقت ، کنعانیان در آن زمین بودند ... در کوه خدا ، به او وحی می شود ... سپس تخت خواب او تخت آهنین او را نظاره کن. بنابر این تو حقیقت را خواهی یافت."

ابن عزرا در این جملات می گوید که نویسنده اسفار موسی نبوده بلکه شخص دیگری بوده که مدت های طولانی پس از موسی ع می زیسته  است. به علاوه کتابی که موسی ع نوشته، با کتاب های باقیمانده تفاوت دارد.

 

اما اسپینوزا رموز ابن عزرا را اینگونه باز می گشاید :

 

1-« آن طرف اردن »: اشاره است به سفر تثنیه( 1.1) که در آن آمده است:« این است سخنانی که موسی به آن طرف اردن در بیابان عربه ...با تمامی اسراییل گفت.»

از این جمله بر می آید که نویسنده آن از رود اردن عبور کرده است، ولی حضرت موسی (ع) از رود اردن عبور نکرد!!. در همین سفر از قول موسی آمده است :

(( خداوند به من گفته است که از این اردن عبور نخواهی کرد (تثنیه 2:31) .))

 

2- « اگر چنان باشد که رمز دوازده را بدانی »: در سفر تثنیه(1:27)، حضرت موسی(ع) به بنی اسرائیل دستور می دهد که وقتی از رود اردن عبور کردید، مذبحی بسازید و تمامی کتب شریعت را روی سنگ هایی نوشته، اطراف آن بگذارید. در «صحیفه یوشع » (30:8) آمده است که یوشع به وصیت موسی عمل کرد و مذبحی از سنگ های نتراشیده بنا کرد و بر آنها تمامی تورات را نوشت. ربیان یهود گفته اندکه تعداد این سنگ ها 12 عدد بوده است. حال آیا ممکن است تورات را با این حجم بر روی دوازده سنگ نوشت؟ پس تورات موسی ع بسیار کوچک تر از کتاب موجود بوده است.

 

3-« علاوه موسی تورات را نوشته »: در سفر تثنیه (9:31) آمده است که « و موسی این تورات را نوشته .» این عبارت نمی تواند نوشته خود حضرت موسی باشد، بلکه باید دیگری آنرا نوشته باشد .

 

4- « در آن وقت کنعانیان در آن زمین بودند »: در سفر پیدایش باب دوازدهم، سخن از مهاجرت حضرت ابراهیم (ع) به کنعان است و می گوید :« در آن وقت ؛کنعانیان در آن زمین بودند .» از این عبارت بر می آید که نویسنده زمانی این عبارت را نوشته که کنعانیان دیگر در ان زمین نبودند و چون سرزمین کنعان پس از حضرت موسی ع فتح شد و بقایای اقوام آن سرزمین تا زمان داود و سلیمان در آنجا بودند پس موسی نمی تواند نویسنده این فقره باشد.

 

5-«در کوه خدا به او وحی می شود »: در سفر پیدایش 14:22 کوه اوریا «کوه خدا» نامیده شده است.این در حالی است که حضرت موسی (ع) وعده این نامگذاری را می دهد و پس از ساخنه شدن معبد در زمان سلیمان (ع) این مکان «کوه خدا» نامیده می شود . پس حضرت موسی ع نمی تواند این فقره را نوشته باشد .

 

6-« سپس تخت خواب او،تخت آهنین او را نظاره کن »: در سفر تثنیه (11:3) آمده است :

زیرا که عوج ملک با شان از بقیه ی رفائیان تنها باقی مانده بود. اینک تخت خواب او تخت آهنین است. آیا آن در ربت نبی عمون نیست و طولش نه ذراع و عرضش چهار ذراع بر حسب ذراع آدمی می باشد؟

این در حالی است که حضرت داود ع به شهر «ربه » غلبه کرد واین تخت را کشف کرد (دوم سموئیل 28:12) و این قرن ها پس از موسی بود !!.

 

 

این چند جمله نقدی بود که ابن عزرا یهودی با  بیان مصداق به مطالب تورات نقد وارد کرده و اسپینوزا آنها را با بیان ساده توضیح داده است.

 

در تهیه این مقاله از « مصنف واقعی اسفار پنج گانه ،ترجمه علیرضا آل بویه، فصل نامه هفت آسمان ،ش  1، ص94-90 » استفاده شده است.

 

 

 

ادامه دارد


لينك ثابت نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 22:5 توسط پارسا

اعتبار کتاب مقدس ۰قسمت سوم۰

شرمنده ام از اینکه چند مدتی خدمت عزیزان به علت امتحانات و... نبودم

 

متن زیر از کتاب الف که توسط  آموزشگاه کتاب مقدس شورای کلیساهای جماعت ربانی تدوین شده انتخاب شده (کتاب درسی مبلغان مسیحیت) :

در درس هفتم  صفحه 99 آمده است

دلایل اعتبار کتاب مقدس :

اعتبار تاریخی و سندی کتاب مقدس

 

اما نقد آن :(قسمت عهد عتیق)

اولا نویسنده فقط این مطلب را ادعا کرده است و دلیلی برای این ادعا نیاورده است اما من در این پست این دلیل را از خود کتاب مقدس و کتاب های عزیزان مسیحی برسی می کنم تا به نتیجه ای برسیم

دوستان عزیز بنده با نقد رمز گونه دانشمند یهودی ابراهیم بن عزرا و توضیح و تفسیر اسپینوزا کاری ندارم که این دو بزرگوار انتساب تورات را به حضرت موسی قبول ندارند که نقدی جالب و مفید است اما بنده از آن صرف نظر می نمایم

اما

 توماس میشل ،که از فرقه سنت گرای "ژزوئیت" مسیحی است ،در کتاب کلام مسیحی (ترجمه حسن توفیقی )در صفحه 32می گوید :

(تورات پنج قرن قبل از میلاد و به دست نویسنده ای نا شناس نوشته شده است.

در قدیم، مردم معتقد بودند که موسی تورات را نوشته است ،اما مطالعات جدید کتاب مقدس  نشان می دهد که پاسخ به مسئله ی اصل و منشا اسفار تورات از آنچه در ابتدا تصور می شود ، دشوار تر است تورات در طول نسل ها پدید آمده است .در ابتدا روایت هایی وجود داشت که قوم یهود آنها را به طور شفاهی به یکدیگر منتقل می کردند ،سپس روایات مذکور در چند مجموعه نوشته شد که برخی از آنها در باب تاریخ و برخی دیگر در باب احکام بود. سرانجام، در قرن پنجم قبل از میلاد، این مجموعه ها در یک کتاب گرد آمد .کسانی که در این کار طولانی و پیچیده شرکت کردند، بسیار بودند و نام اکثریت قاطع آنان را تاریخ فراموش کرده است .به عقیده یهودیان ومسیحیان ،الهام الهی در همه مراحل تالیف تورات ،همراه و پشتیبان بوده است.)

 

و نیز علاوه بر این مطلب از عهد قدیم بر می آید که در زمان هایی تورات نا پدید شده و بعد ها کسانی مدعی شده اند که آن را پیدا کرده اند.

 

در دوم پادشاهان فصل 22 آمده است که :

8 و حِلقیا رئیس كهنه به شافانِ كاتب گفت: “كتاب تورات را در خانة یَهُوَه یافته‌ام.” و حِلقیا آن كتاب را به شافان داد كه آنرا خواند. 9 و شافانِ كاتب نزد پادشاه برگشت و به پادشاه خبر داده گفت: “بندگانت نقره‌ای را كه در خانة یَهُوَه یافت شد بیرون آمردند و‌ آنرا به دست سركارانی كه بر خانة یَهُوَه گماشته بودند سپردند.” 10 و شافان كاتب پادشاه را خبر داده گفت: “حِلقیا كاهن كتابی به من داده است.” پس شافان آنرا به حضور پادشاه خواند.

11 پس چون پادشاه سخنان سفر تورات را شنید لباس خود را درید. 12 و پادشاه حِلقیای كاهن و اخیقام بن‌شافان و عكبور بن‌میكایا و شافانِ كاتب و عسایا خادم پادشاه را امر فرموده گفت: 13 “بروید و از یَهُوَه برای من و برای قوم و برای تمامی یهودا دربارة سخنانی كه در این كتاب یافت میشود مسألت نمایید‌ زیرا غضب یَهُوَه كه بر ما افروخته شده است عظیم میباشد از این جهت كه پدران ما به سخنان این كتاب گوش ندادند تا موافق هر آنچه دربارة ما مكتوب است عمل نمایند.” ...

ملاحضه می فر مایید که در زمانی به تورات تحریف شده عمل شده است.

 

دوم پادشاهان فصل 23

 

1 و پادشاه فرستاد كه تمامی مشایخ یهودا و اورشلیم را نزد وی جمع كردند. 2 و پادشاه و تمامی مردان یهودا و جمیع سكنة اورشلیم با وی و کاهنان و انبیا و تمامی قوم چه كوچك و چه بزرگ به خانة یَهُوَه برآمدند. و او تمامی سخنان كتاب عهدی را كه در خانة یَهُوَه یافت شد در گوش ایشان خواند. 3 و پادشاه نزد ستون ایستاد و به حضور یَهُوَه عهد بست كه یَهُوَه را پیروی نموده اوامر و شهادات و فرایض او را به تمامی دل و تمامی جان نگاه دارند و سخنان این عهد را كه در این كتاب مكتوب است استوار نمایند. پس تمامی قوم این عهد را برپا داشتند.

در جای دیگری از عهدقدیم آمده است که پس از تبعید بابلی بنی اسراییل ،از عزرای کاهن خواستند که تورات موسی را برای قوم بخواند .عزرا و دیگر کاهنان ،کتاب تورات را  هر روز برای مردم می خواندند تا اینکه در روز هفتم به پایان رسید .(کتاب نحمیا ،باب هشتم )

دوستان عزیز در این آیات دیده می شود که خود کتاب مقدس می گوید که یک زمانی کتاب گم شده است!!! حال با چه دلیل قاطع  میگویند که این کتاب تحریف نشده است .

اما با توجه به اینکه این عمل(تحریف) در گذشته سابقه دارد الان هم حداقل چنین احتمال داده می شود که امکان دارد این کتاب که پیدا شده همان تورات نباشد و یا همان تورات باشد به علاوه مطالب دیگر!!

 

برخی به صورت جدی در آن تردید کرده اند که توراتی که عزرا خواند همان کتابی باشد که در زمان یوشیا خوانده شد:

 

چرا که ویل دورانت در تاریخ تمدن ج1 ص382اورده است :

آیا آن "کتاب شریعت موسی" چه بوده است ؟این کتاب درست همان کتاب عهد، که  یوشیا بیش از آن بر مردم خوانده بود نیست .چه در کتاب عهد تصریح شده است که آن را در مدت یک روز دو بار بر یهودیان فرو خواندند، در صورتی که خواندن کتاب دیگر محتاج به یک هفته تمام وقت بود.

 

 

دوستان عزیز حال با توجه به اقرار کتاب مقدس و محقق و نویسنده بزرگ مسیحی جناب ویل دورانت  بر کسیکه به دنبال حقیقت است آشکار می شود که این کتابی که در دست ما است تمام و کمال نیست و نمی توان به سند تاریخی آن استناد کرد و ادعا کرد که این کتاب از لحاظ تاریخی  اشکالی بر آن وارد نیست.

 

 

 

                                     ادامه دارد


لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 21:39 توسط پارسا