اعتبار کتاب مقدس ۰قسمت دوم۰
متن زیر از کتاب الف که توسط آموزشگاه کتاب مقدس شورای کلیساهای جماعت ربانی تدوین شده انتخاب شده (کتاب درسی مبلغان مسیحیت) :
در درس هفتم صفحه 98 آمده است
دلایل اعتبار کتاب مقدس :
2- به هنگام مطالعه دقیق کتاب مقدس، نسبت به کلام خدا بودن آن متقاعد میشویم. ادعای کتاب مقدس به کلام خدا بودنش یک نکته است ومتقاعد شدن به این ادعا نکته ای دیگر . یقین نهایی وغایی نسبت به این حقیقت که کلمات کتاب مقدس کلمات خدا است زمانی حاصل میشود که روح القدس در کتاب مقدس واز طریق آن با قلب های ما سخن میگوید و به ما بک اطمینان درونی می بخشد که این کلام، کلام خالق ما است که با ما سخن میگوید. پولس رسول در اول قرنتیان 13:2 اعلام می دارد که سخنان او مبتی بر خرد وحکمت انسانی نیست بلکه کلماتی است که توسط روح القدس آموزش داده شده است. او سپس در آیه بعد (14:2)می گوید که انسانی که روح القدس را ندارد ( انسان نفسانی ) امور مربوط به روح خدا را قبول نمی کند و این امور نزد او نادانی محسوب می شود. او نمی تواند این گونه امور را درک کند زیرا چنین درکی محتاج به بینش روحانی است . بدون عمل و حضور روح القدس، انسان نخواهد توانست حقایق روحانی و این نکته را که کلمات کتاب مقدس کلمات خدا است درک کند...
لازم به تاکید است که رسیدن به این یقین که کلمات کتاب مقدس کلمات خدا است فقط از این طریق حاصل میشود که شخص مومن با قرائت کتاب مقدس ،صدای خالق خود را می شنود و تشخیص می دهد که این کتاب، یک کتاب عادی نیست بلکه سخنان خدا است که با قلب او سخن می گوید.
اما نقد آن :
متاسفانه نویسنده محترم برای این اعتقاد پیدا کردن دلیلی نیاورده است بلکه فقط مطالبی را در اینکه اگر کسی به این امر معتقد نباشد چه مشکلاتی را خواهد داشت و چه بلاهایی به سرش خواهد آمد، قلم فرسایی نموده است. بله ما این اعتقاد پیدا کردن را قبول داریم اما از چه راهی حاصل شده؟ دو حالت دارد یا با دلیل منطقی و قابل قبولی (منطقی را عرض میکنم نه دلیل علمی) این اعتقاد حاصل می شود که متاسفانه نویسنده محترم اشاره ای به آن نکرده است. و یا این اعتقاد پیدا کردن خود به خود و بدون دلیل است که این هم سخن منطقی نیست و اصلا قابل قبول و قابل ارئه نیست چه رسد به اینکه از آن دفاع کنیم .
نویسنده محترم می فرماید:ایمان بیاور و مومن باش تا بدانی که این کتاب، کتاب مقدس است. در اینجا دو سوال به ذهن می آید . به چه چیزی باید ایمان آورد؟ و به چه کسی مومن گفته میشود؟
به نظرم می رسد که ایمان آوردن ما باید به موارد یقینی باشد نه اینکه چون دوست من و یا پدر و مادر من می گویند، من هم ایمان آوردم! تا ببینم بعدا چه میشود و چه بلایی به سرم خواهد آمد. این ادعا به این می ماند که که کسی به من میگوید این مایع را بخور! من هم نمیدانم که این مایع چیست احتمال دارد بهترین شربت عالم باشد واحتمال دارد سم مهلک و کشنده باشد که بعد از چندین ثانیه انسان را از پا در می آورد هر چند درصد این احتمال بسیار کم است اما چون کشنده بودن این مایع بسار اهمیت دارد عقل حکم میکند تا زمانیکه یقین 100%به سلامت این مایع نداری این مایع را نخور پس در مواردی که درصد محتمل آنها بسیار بالا است باید نهایت دقت و تفکر را بکار بکنیم تا بعد از آن پشیمان نشویم که پشیمانی دیگر سودی ندارد .
البته دوستان، من ادعا ندارم که کتاب مقدس اعتبار ندارد و یا کلمات خدا نمی باشد بلکه من میگویم با این دلایل نمی توان اعتبار آن را ثابت کرد و چون ایمان آوردن و یا نیاوردن من و اعمال و اعتقادات اساسی من بر این کتاب استوار خواهد شد پس باید نهایت ریز بینی و دقت را در این مورد بکار ببرم تا خیالم از این تصمیم و اعتقاد آسوده باشد
سخن صمیمی با دوستان :
عزیزان چند لحظه به دور از هر چیزی فکر کنیم که این استدلال را یک مسلمان در مورد قرآن عزیز می آورد آیا شما آنرا قبول می کردید ؟و یا به دید استهزا به آن نگاه می کردید؟
ادامه دارد