تبليغاتX
در جستجوی حقیقت - بشارت های کتاب مقدس به پیامبر رحمت 1

 

 آیا نام پیامبر عزیز اسلام در کتاب مقدس آمده است ؟

 

         

 

قبل از ورود به بحث اصلي و بيان بشارتها لازم است به چند نكته مهم و كليدي اشاره شود .

 

اول : پيشگوئيهاي پيامبران و خبر دادن از پيامبران آينده معمولآ به صورت اجمالي بوده است بگونه اي كه حتي گاهي بر علماء ايشان و گاه بر پيامبران هم عصر وي نيز مخفي مي مانده است .

به عنوان مثال در انجيل يو حناچنين مي خوانيم :

 روزي سران قوم يهود از شهر اورشليم چند تن از كاهنان را نزد يحيي فرستادند تا بدانند آيا او ادعا ميكند كه مسيح است يا نه يحيي روشن و بي پرده اظهار داشت .نه من مسيح نيستم.    يو حنا( 19:1- 23 )

 

نقشی از تعمید عیسی به دست یحیی در نهر اردن.

تمثال تعمید عیسی به دست یحیی در نهر اردن

پرسيدند خوب پس كه هستيد ؟ آيا الياس پيغمبريد جواب داد : نه. پرسيدند آيا شما آن پيغمبر نيستيد كه ما چشم به راهش هستيم باز هم جواب داد: نه. گفتند :پس به ما بگوييد كه هستيد .......  ترجمه تفسيري

و در همين انجيل يو حنا آمده است كه يحيي نيز در ابتدا امر عيسي را به عنوان مسيح نشناخت و به واسطة علامتي كه خداوند به او فرمود توانست مسيح را بشناسد نكتةقابل توجه آنكه حضرت مسيح پسر خالة حضرت يحيي است اما يحيي تا قبل از اين علامت نتوانسته بود پي به نبوت مسيح ببرد . يو حنا (23:1 )

 

دوم . ممكن است هنگام مطالعة بشارتها به ذهن افراد نا اشنا به ادبيات و شيوة كتاب مقدس چنين برسد كه تطبيق برخي از اين بشارتها بر پيامبر اسلام آنچنان كه بايد و شايد روشن و واضح نيست .

براي رفع اين توهم مي گوئيم اگر به بشارتها ئي كه مسيحيان آنها را بر عيسي بن مريم (ع)تطبيق مي دهند رجوع كنيم و آنها را با بشارتها ئي كه در حق پيامبر اسلام وارد شده است مقايسه كنيم به روشني در مي يابيم كه اين بشارتها به مراتب واضح تر از بشارات موجود در مورد حضرت عيسي است.

به عنوان نمونه در عهد عتيق برخي عبارت هايي موجود است كه مسيحيات آن ها را تاويل به مسيح ميكنند كه تقريبا ميتوان گفت مهمترين نمونه آن عبارت كتاب اشعياء را بر حضرت مسيح تطبيق داده اند :

اینک باکره حامله شده پسری خواهد زائیدو نام او راعمانوئیل خواهدخواند.اشعياء( 14:7 )

اما اين عبارت به هيچ روي قابل تطبيق بر حضرت عيسي نيست زيرا:

كلمةمذكور در كتاب مقدس  «عَلَمَه»مي باشد كه معني آن نزد علماي يهود زن جوان است و فرقي بين باکره و غيرباکره نيست اما مترجمين مسيحي آن را به باکره تر جمه كرده اند تا قابل تطبيق بر حضرت مريم باشد .

در هيچ جا نيامده است كه كسي حضرت عيسي را با نام عما نوئيل و يا چيزي به معني آن (خدا با ماست ) خوانده باشد، نه پدر و نه مادر و نه كسي از اطرافيانش به عنوان نمونه درمتی مده است :

تا اينكه مريم او را زائيد و يوسف او را يسوع ناميد  متی(25:1 )

و در لوقاآمده است :

« فرشته به مريم گفت: پس به زودي حامله خواهي شد و فرزندي خواهي زائيد كه نام او را یسوع مي گذاريد» لوقا( 30:1و 31 )

در لوقا نيز آمده است :به يسوع نامگذاري شد (لوقا21:2)

با مراجعه به كتاب اشعياء و داستان مذكور در ميا بيم كه عيسي نمي تواند مقصود اشعياء باشد.

وقتي به در بار خبر رسيد كه سوريه و اسرائيل با هم متحد شده اند تا با يهودا بجنگند دل پادشاه يهودا و قوم او از ترس لرزيد.....سپس  خداوند به اشعياء فرمود :  ....اما من كه خداوند هستم مي گويم كه اين نقشه عملي نخواهد شد .......سپس اشعياء گفت :..... خداوند خودش علامتي به شما خواهد داد آن علامت اين است كه زن جواني (و طبق ترجمة  مسيحيان : زن باكره اي) حامله شده پسري به دنيا خواهد آورد و نامش را عما نوئيل خواهد گذاشت قبل از اينكه اين پسر از شير گرفته شود و خوب و بد را تشخيص دهد سرزمين اين دو پادشاه متروكه و ويران خواهد شد اشعياء( 1:7 – 16) 

در تاريخ مسلم است كه سرزمين فاقاح بيست و يك سال پس از پيشگوئي مذكور خراب و ويران گرديد و حال آنكه حضرت عيسي هفتصدو بيست و يك سال پس از ويراني اين سرزمين به دنيا آمد   اظهار الحق ، الباب الاول ، الفصل الثالث. القسم الثاني

با توجه به آنچه گفتيم تطبيق اين پيشگوئي بر حضرت مسيح بسيار بعيد و بلكه غير ممكن است اما در كمال نا باوري  مي بينيم كه انجيل متي اين عبارت كتاب اشعياء   . (22:1 و 23) را بر حضرت مسيح تطبيق داده است. و اگر بخواهيم اين بشارت را منطبق بر عيسي مسيح بدانيم به طريق اولي ايات بسياري در تورات و عهد عتيق موجود است كه بسيار راحت تر قابل انطباق بر پيامبر اسلام ميباشد

 

سوم - آخرين نكته ای كه لازم است قبل از مطالعه بشارتها به آن توجه نمود  اينست كه در تمامي كشورها و بين تمامي فرقه ها و مذاهب اسلامی تر جمه ي قرآن را با  عين متن عربي آن مي آورند و اگر به ندرت كسي بر خلاف اين طريقه عمل نموده به شدت مورد انتقاد قرار گرفته است .

و اين خود سبب شده است كه قرآن از ترجمه هاي سليقه اي و با غرض هاي شخصي در امان بماند.

 

 

 

اما اين نكته در كتاب مقدس وجود ندارد و لذا مي بينيم که اختلافات فاحشی  در نسخه ها و ترجمه هاي مختلف كتاب  مقدس وجود داردو چه بسا استناد بشارتي به پيامبر اسلام در متن اصلي واضح باشد اما در ترجمه ها تحريف صورت گرفته باشد و ما در اين تحقيق با استناد به متون اصلي و حتي عبري بشارت ها را مورد بررسي قرار داديم

 

 

 

 

موضوع بعدی: بررسی آیات دال بر بشارت پیامبر اسلام

 


لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 12:13 توسط پارسا